دینادینا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 11 روز سن داره

دینا جونم

16 ماهگی عسلم

دینا جونم تا چشم به هم زدیم 16 ماه گذشت.الان دیگه واسه خودت خانمی شدی و خیلی چیزارو میفهمی.هر کاری انجام میدیم زود تقلید میکنی و تقریبا خیلی از کلمه هارو هم میتونی تکرار کنی. فقط نمیدونم چرا دوست نداری راه بری. من که عاشق این مدل نماز خوندنتم...... چند روز پیش داشتم بالای کمدو تمیز میکردم که یهو خانمی هوس کردن بشینن اونجا....... اینجا هم داری واسه خاله مریم (دوست مامانی ) ادا در میاری.... دیگه تاب تاب عباسی رو کامل میتونی بگی.... تا میخوام ازت عکس بگیرم اینجوری ژست میگیری.... عروسکم یه عالمه دو...
16 اسفند 1391

عزیز دل عمه خوش اومدی

بالاخره پسر دایی دینا هم به دنیا اومد و هممونو خوشحال کرد.دیروز چهارشنبه ( 9 اسفند ) امیر علی خان با وزن 3400 گرم به دنیا اومد.امیر علی دومین نوه بابا جون ایناست. دینا جونم صاحب یه پسر دایی خوشگل شده.البته هنوز ندیدتش. اینم از عکسش....... ...
10 اسفند 1391

15 ماه با تو

دینا جونم چند روزی میشه که  ماهه شدی و من وقت نکردم بیام و  ماهگیتو تبریک بگم.بس که شیطون شدی و همه وقتمو گرفتی. الان سه چهار روزی میشه که خیییلی بیقراری میکنی احساس میکنم داری دندون در میاری البته یه هفته پیش دندون نهمت دراومد.بالا سمت چپ.ولی فکر کنم تا چند روز دیگه سه تا دندونت با هم در بیان. خانمی هنوز راه نمیری و فعلا ترجیح میدی چهار دست و پا بری تنبلی نکن دیگه ماشالا واسه خودت خانمی شدی. تقریبا خیلی از کلمه هارو میتونی بگی.٢٢ تا از فلش کارتاتو یاد گرفتی خیلی هم دوسشون داری هر جا میریم اونا رو هم باید ببریم.چند روز پیش رفته بودیم مهمونی و طبق معمول فلش کارتاتم برده بودیم یکی یکی بر می...
20 بهمن 1391

نی نی کوچولو خوش اومدی

دیروز سه شنبه که روز میلاد حضرت محمد بود نی نی عمو ساسان اینا(پسر خاله بابایی)به دنیا اومد.قرار بود پنج شنبه هفته آینده بیاد ولی مثل اینکه آقا کوچولو عجله داشتن و زودتر تشریف آوردن.قراره اسمشو بذارن امیر علی. سارا جون (مامان نی نی ) بیتا جون (عمه ی نی نی )و آقا ساسان (بابایی) چشمتون روشن.ایشالا که قدمش پر از خیر و برکت باشه براتون. راستی یه ماه دیگه هم نی نی دایی محمد اینا به دنیا میاد . اسم اونم امیر علی میذارن. اینم عکس امیر علی (١) ...
11 بهمن 1391

بافتنی مامان

این عکسارو تقدیم میکنم به مریم جون (مامان سلما خوشگله) که ازم عکس خواسته بودن............ بقیه عکسا در ادامه مطلب.... اینجا داری نانای میکنی اینجام داری خودتو لوس میکنی.... کلا با گل سر مشکل داری دینا جونم خوابش میاد ...
8 بهمن 1391

دینا در فروشگاه ترمه

چند روز پیش با دینا رفته بودیم مغازه ی خاله مریم(دوست مامانی) که ترمه میفروشه.دینا خاله مریمشو خیییلی دوست داره.وقتی میریم مغازه اش همه جارو میریزیم به هم  و برمیگردیم. بیاین ادامه مطلب............   این سه تا ترمه رو من خیییلی دوست دارم احتمالا بالایی رو بخریم. ...
27 دی 1391

این روزهای دینا

امروز میخوام یه کم از کارایی که یاد گرفتی بگم.اول از همه نماز خوندنته که من عاشقشم.ظهرها که صدای اذان رو از تی وی میشنوی زود مهر برمیداری و سرتو میذاری روشو میگی الله. تا میگم کلاغه میگه ؟ زود میگی غار غار میگم ببعی میگه ؟ میگی ببببببع میگم هاپو میگه ؟ میگی آپ آپ اسم 10 تا از فلش کارتاتو یاد گرفتی تا نشونشون میدم اسماشونو میگی. کلاهتو خیییلی دوست داری و میگی گلللاه وقتی هم میذارم سرت حتما باید شالگردنشم ببندم وگر نه گریه میکنی. وقتی بابایی از اداره زنگ میزنه گوشی رو میدم بهت و کلی باهاش به زبون خودت حرف میزنی.بابایی میگه دینای من کیه؟ توام میگی من من صبحا حتما باید فرنی بخوری و اگه درست نکنم تا ظ...
5 دی 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به دینا جونم می باشد